عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )
25
نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) فرق بين خليفه و ملك و سلطان ، در شرع و عرف آوردهاند عمر از سلمان پرسيد كه من خليفهام يا ملك ؟ سلمان گفت : اگر از سرزمين مسلمانان يك درهم بگيرى و بى جا خرج كنى ، ملكى و خليفه نيستى ؛ عمر بگريست . از خود عمر هم نقل است كه خليفه بايد بجا بگيرد و بجا هزينه كند ، ولى ملك به ستم از اين مىستاند و به آن مىبخشد . ( 2 ) اما سلطان در اصطلاح به كسى گفته مىشود كه در قلمرو او ملوك ديگر هم باشند مثلا مصر و شام يا افريقيه و اندلس ، و لشكريانش ده هزار يا بيشتر باشد و البته هر چه سرزمين و لشكرش بزرگتر باشد ، سلطنتش بزرگتر است و مىتوان بر او سلطان اعظم اطلاق نمود ؛ مثل سلجوقيان كه در گستره وسيعى نام ايشان در خطبه ذكر مىشد . « 1 » ( 3 ) آوردهاند كه پس از روى كار آمدن عباسيان ، از شمار امويان كه گريختند ، عبد الله بن مروان بود . از قول عبد الله نقل كردهاند كه با اطرافيان و بار و بنه وارد بلاد نوبه [ بين سودان و حبشه و مصر ] شدم و اثاث خود گستردم . مردم نوبه مىآمدند و با شگفتى تماشا مىكردند تا خبر به ملك ايشان رسيد . او هم آمد و تا رسيد ، بر زمين نشست و گفت : شما شراب مىخوريد و بر شما حرام است ؟ گفتم : بندگان و تبعه ما از روى نادانى مىخورند . گفت : چرا حرير و ديبا مىپوشيد و خويش را به زر مىآراييد ، با آنكه بر مردان حرام است ؟ گفتم : از غير عرب براى اداره مملكت كمك خواستيم و زىّ آنان چنين بود و ما نيز نخواستيم خلاف كنيم . ملك نوبه با افسوس دست بر دست ماليد و گفت : پس بندگان و تبعه ما و غير عربها ، در دينمان دخالت كردند ؟ آنگاه روى به من كرد و گفت : چنان نيست كه تو مىگويى ، بلكه حكومت يافتيد و ظلم كرديد ، بدانچه مأمور بوديد عمل نكرديد و بدانچه نهى شده بوديد پرداختيد . پس خداوند به سبب گناهانتان از شما سلب عزّت كرد و لباس خوارى بر تنتان پوشانيد و هنوز انتقام الهى ادامه دارد و من مىترسم بلائى كه بر شما نازل مىشود ، به سرزمين من هم برسد . پس از جوار من كناره گيريد . مسعودى در مروج الذهب ، ابن خلدون در مقدمه و ديگران نيز اين قصه را با الفاظ ديگر آوردهاند و علما در باب جايگاهها و روش خلافت ، كتابها دارند . از آن جمله است : - المسند الصحيح الحسن فى مآثر امير المؤمنين ابى الحسن ؛ - ايضاح المراشد فى اجوبة ابى راشد ( هر دو از خطيب بن مرزوق ) ؛
--> ( 1 ) . قرمانى ، اخبار الدول . . . ، ص 221 .